مهر زبان
مِـهرِ زبان
زنده بُوَد عشق تو، در دل ِ ما فارسی
سبز بوَد هر گـُـلت، از گِل ِما فارسی
قامتِ سرو ِ ترا، ساخته گویندگان
در دل ِ باغ ِ زمان، سبز و رسا فارسی
شاخهء سبز دری، لهجهء خوبِ هری
بر تو فزونی دهد، رنگ و ادا فارسی
نثر تو باشد همیش، لوء لوء منثور ما
چشمهء شعر تو است، آبِ بقا فارسی
رابعه و رودکی، مولوی وبیدل است
درسفرِ عشق ِ تو، همرهء ما فارسی
زینت اردو توئی، همدم ِ پشتو توئی
چون گل ِ خوشبو توئی، درهمه جا فارسی
بادِ تو آرَد به ما، بوی خوش ِ مولیان
ابرِ تو بارد همیش، صلح وصفا فارسی
با همه این سادگی، با همه افتادگی
برده یی ما را ز خویش، تا به کجا فارسی!
تا که متاع زبان، هست به سوق ِ زمان
کم نشود هیچگاه، از تو بها فارسی
در رهء کوبیدنت، توطئهء دشمنان
صورت ِ بوزینه ایست، روی هوا فارسی *
دشمن دون را بگوی، هر چه که خواهی بگو
پارس ِ سگان نشکند، قدرِ گدا فارسی
کوکب ِ اقبال ِ تو، سِند چه مشهور کرد
هند ز سبک ِ تو گشت، زیبِ نساء فارسی
طوسی ز نظم ِ تو کرد، کاخ سخن را بلند
تا که نیابد گزند، زآب وهوا فارسی
حافظ شیرازی ات، با غزل خون ِ دل
دستِ عروس ِ ترا، کرده حنا فارسی
وز گل ِ نثر تو کرد، سعدی یکی گلسِتان
تا که بپاشد از آن، بر سر ما فارسی
گرچه ز خاکِ وطن، دور شدم واکنون
لیک نگردیده ام، از تو جدا فارسی
تا که بُـوَد آسمان، بر سرِ کون ومکان
از تو حفاظت کناد، دست خدا فارسی
******
· بیت فوق الذکر را میتوان اینچنین نیز نگاشت:
در رهء کوبیدنت، توطئهء دشمن است
خانه ای در روی آب، نقش ِ هوا فارسی