" جامِ جم"

                شفیق احمد ستاک - تورنتو

بهر دیدارِ رُخش، هر صبحدم گُل میکنم

از سر شب تا سحر، صد جامِ جم گل میکنم

در زمستانِ حیاتِ خویش می میرم ولی

در بهارِ آرزوها، از عدم گل میکنم

از ریاضِ زندگی تا یک نفَس قد می کشم (1)

صد کمان افتادگی، با پشتِ خم گل میکنم

هر چه میراند مرا، از خود نگارِ نازنین

زیر پایش باز چون نقشِ قدم گل میکنم

ساز هستی میزنم، هر دَم در این دنیا، ولی

هر نفس، هر لحظه، آهنگِ عدم گل میکنم

بذر شادی می فِشانم، در زمینِ زندگی

در مقابل از چه رُو، حُزن و اَلم گل میکنم؟

با همه سیرابی و سعی و تلاشِ خویشتن

بی نسیمِ لطفِ او، بنگر چه کم گل میکنم!

گرچه دانم از عدالت سبزباشد باغِ دل

لیک هر جا میروم، ظلم وستم گل میکنم

از سر جهل وتعصب، در هوای انتحار

در دیار خویش بنگر، مثلِ بَم گل میکنم

مومنِ یکتا پرستم، لیک بهر جاه و مال

همچو هندو، هر زمان، پیشِ صنم گل میکنم

تاکنم تفسیر قرآن، بر هوایِ خویشتن

گاه، واوِ عطف، گه، واوِ قسم گل میکنم

گر شود معمورهء دل، پاک از کین و رِیا

در درون سینه، صد دیر و حرم گل میکنم

همچو شبنم، بر گلِ رویِ گلِ گلگونِ یار

سالها شد، با دوچشمِ پُر ز نَم گل میکنم

با وجودِ زیستن در غرب و بُلدانِ عرب (2)

هر کجا پا می نهم، نسلِ عجم گل میکنم

در میانِ باغِ اوراقِ زبانِ پارسی

با سرودی، هر زمان، صدها قلم گل میکنم

بهر اعراب جمالش، در زبانِ عاشقی

گاه گاه، زیر و زَبَر، گاه، پیش و ضَمّ گل میکنم

از تواضع پیش پایِ دلبرِ محبوبِ خویش

مثل گردِ خانه اش، روی گـِلم گل میکنم

در امید انتظارِ نوبهار وصلِ او

از خوشی هر صبحدم، سر تا قدم گل میکنم

از خزانِ این حوادث، کس نمی داند "ستاک"

کی شوم پرپر به باغ و یا چه دَم گل میکنم

                 ******

گزینه های دیگری، برای چند بیت بالا:

(1)   از زمینِ زندگی، یک سَهم تا قد میکشم

صد کمان افتادگی، با پشت خم گل میکنم

 

(2)   با وجودِ زیستن در ملک اغیار وعرب

    هرکجا پا می نهم، نسلِ عجم گل میکنم